نوشیدنی قهوه که همراه شاهنامه مجدداً به ایران آمد، همهگیر شد. شاه اسماعیل و فرزندانش و سپس سلسله افشاریه بساط حکوکتهای ملوکالطوایفی را برچیدند همانگونه که بساط شربت را نیز از شربتخانهها. ایران متحد شد و قهوه همهگیر. جایجای ایران پر شد از قهوهخانه و قهوهخور تا آن که کاشفالسلطنه چایکار، سودای تجارت با هند در دلش افتاد و چنین کرد و در بازگشت گیاهی به نام چای با خود به ایران آورد که یا از بد روزگار و یا از خوش اقبالی خود این رهآورد در منطقه لاهیجان (گیلان) به خوبی جواب داد و عجیب آن که لاهیجان و لشتنشا که به گیاه جدید بسیار خوب پاسخ دادند املاک قوامالسلطنه و وثوقالدوله و خانم فخرالدوله از کار درآمدند که نفوذ بسیار داشتند در تشکیلات حکومتی و همان شد که چای سودآورد، برای هزار فامیل (برکت) شد، برای کاشفالسلطنه (لقب شد) و برای مردم، آشامیدنی جدید که به سرعت همهگیر شد و در قهوهخانهها، چای داده شد با این تفاوت که دیگر نام قهوهخانه عوض نشد.
به سرعت در قهوهخانهها چای دادند که هنوز هم میدهند و قهوه ابتدا به دربار رفت و خانوادههای ارمنی و گهگاه در برخی مراسم سوگواری که آخری به حق بود در سوگ خود چنانکه امروز چای یکی از اصیلترین و رایجترین نوشابههای خانواده ایرانی است و اگرچه چنانکه بعد گفته خواهد شد، قهوه مجدداً به ایران و خانواده ایرانی بازگشت ولی هنوز جنبه تشریفاتی قهوه به حدی است که نمیتوان قهوه را رقیبی برای چای دانست.